تبليغاتX
((همسفر))

((همسفر))

... خورشید امید ، بر من بتاب...گر چه آدم برفی ام اما... آب هم روشنایی است

  خدایا تنها توبه راز دل من آگاهی ...

میدانی که تنهایی همه قلبم را پر کرده...

هراس را راندم ، خود را به تو سپردم، دستانم خالی ماند

 باز دو دستی به سوی تو مینگرم 

انتظاری به ظاهر سخت ولی خوشایند...

ای خدای که دوستت دارم.دوستم بدار...

دریای راز تنها جاسوس  دل و ذهن من است...

که برای هر کسی جاسوسی نمی کند.......... 

+نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت16:0توسط پریا | |