تبليغاتX
((همسفر))

((همسفر))

... خورشید امید ، بر من بتاب...گر چه آدم برفی ام اما... آب هم روشنایی است

خدمت ومحبت،
این دو لذت شریف را
آفریدگار مهر ،
گوهر نهاد آدمی شناخته ست.
رهروی، شنید و گفت:
کار عاشقان پاکباخته ست!
گفتم:ای رفیق راه،
یک نگاه مهربان که از تو ساخته ست!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت13:37توسط پریا | |

ندیده ای که حباب،

به یک تلنگر باد،

به چشم هم زدنی،محو می شود ناگاه؟

چه اتفاقی باید بیفتد،

                           ای همراه،

که من بدانم وتو

که عمر و هستی ما

حباب وار بر این موج خیز می گذرد؟

 چه اتفاقی باید بیفتد تا قدر یکدیگر بدانیم؟؟؟

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت18:30توسط پریا | |

وظیفه ی تو این نیست که دیگران را وادار به دوست داشتن خود کنی...

بلکه وظیفه ی تو این است که دیگران را دوست بداری!!!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت14:50توسط پریا |